آخرین وصیت

گيسويم در هم و لبهايم خشك فقط برای تو می نویسم ...


لبخندت سهم من بود...

دروجودم ...

کسی هست به وسعت تو ...

هرشب ...

یاد آخرین نگاه تو آوار میشود ...

برتنهاییم ...

بربی کسی این اتاقم ...

ومن باخود فکر میکنم ...

حریم کدامین خیال راشکسته ام ...

که اینگونه حقیقت میشوی درباورم ...

باورکنی یانه ....

باشی یانباشی دوستت دارم ...

فرقی نمیکند خیال باشی آرزو باشی ...

یا عکسی درقاب  ...

فرقی نمیکند که شعر کدام شاعر رامیخوانی ...

فرقی نمیکند میشناسیم یااینکه تورا میشناسم ...

فرقی نمیکند ...

که لبخندت سهم من بود...

 

سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴  توسط   |

 

خوب میدونم...

 

به آغوش تو محتاجم  …

برای حس آرامش ...

برای زندگی  ...

با تو پر از شورم پر از خواهش ...

برای لمس خوشبختی  ...

واسه تسکین قلبی ...

که براش عادت شده سختی ...

بذار دنیای بی روحم  ...

با لبخند تو زیبا شه ...

بغل کن خستگیهام را ...

یجوری باورم کن ...

تا بفهمی قلب تنهام را ...

من از کابوس ...

و شب دور و به صبح و بوسه نزدیکم ...

به من قدرت بده ...

که با عشق توانم کم شده از غم ...

اگه حال دلم خوبه سکوتم معجزه کرده ...

وگرنه خوب میدونم...

دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴  توسط   |

 

تو یک آغوش ب من بدهکاری ...

زنگ میزنم ب خیالت  ...

مشتم را ک باز میکنم غمگین تر میشوم ...

عطر دست هایت میپرد ...

کدام را نگه دارم ...

خیالت را ...

عطر دستهایت را ...

آن روزهای از دست رفته را ...

یا ...

هیچکدام ...

من خواب و خیال نمیخواهم ...

خودت را کم دارم ...

یادت ک نرفته ...

تو یک آغوش ب من بدهکاری ...

شنبه ششم تیر ۱۳۹۴  توسط   |

 

من و نفس های تو ...

‏‏

نفسم بند نفسهای توست ...

بی گمان در دل من جای توست ...

غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها ...

شعرهایم محوتماشای توست ...

درخیالم وسط شعر توهستی  ...

شعر آبستن رویای توهستی ...

کوچه درکوچه به دستان توعادت میکرد ...

مثل هرروز نشستم سرمیزی که فقط ...

خستگی های من و چای توست ...

زیر باران دو نفر، کوچه، به هم خیره شدن ...

زیبایی این خاطره ها پای توست ...

 

دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴  توسط   |

 

دلم می خواهد ...

 

دلم باران ...

دلم دریا ...

دلم لبخند ماهی ها ...

دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور ...

دلم بوی خوش بابونه می خواهد ...

دلم یک باغ ِ پر نارنج ...

دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِ صبح شالیزار ...

دلم صبحی ...

سلامی ...

بوسه ای ...

عشقی ...

نسیمی ...

عطر لبخندی  ...

نوای دلکش تارو کمانچه ...

از مسیری دورتر حتی ...

دلم شعری سراسر دوستت دارم ...

دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد ...

دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند ...

دلم آوازهای سرخوش مستانه میخواهد ...

دلم ....

تو را می خواهد .....

دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴  توسط   |

 

حس خیالم ...

زير تاريكي شب ...

چه خيالي است ...

از حس پرواز ...

از حس بال زدن ...

حس نوشتن دارم ...

از احساسات قشنگ ...

اما  ...

قلمم ...

دفتر شعرم ...

همه را باد ربود ...

خبري نيست ...

اما ذهنم پر شده از ...

فرداهای دور  ...

چشمانم را به آسمان دوختم ...

می خواهم گريه كنم ...

برای گنجشکان ...

دیگر جای برایشان نیست ...

صدای جز صدای ...

ماشین های آهنی نیست ...

ﺩﯾﻮﺍﺭهای ﺳﻨﮕﯽ ...

ﮔﻠﻪﻫا ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺎﺩﻥ، ﻗﺪ ﺩﯾﻮﺍرهای  ﺷﻬﺮ ...

ﭼﯽ ﺑﮕﻢ ﮔﻔﺘﻨﯽﻫﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻠﺨﻦ ﻣﺜﻞ ﺯﻫﺮ ...

ﻫﻨﻮﺯ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺭﻭ ﻃﺎﻗﭽﻪ ﺍﺳﺖ، ﻫﻨﻮﺯ ﻋﮑﺲﻫﺎ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭﻩ ...

ﻫﻨﻮﺯﻡ ﭘﻨﺠﺮها ﺑﺴﺘﻪ ...

دیگر خلوتی نمانده ...

ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ...

شدیم آدم های آهنی ...

فقط کار می کنیم تا زنده بمانیم ...

 

یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴  توسط   |

 

سایه شطرنج ...

 

تمام عشقم واحساسم منتظر حرکت تو هستند ...

گام بردار در صفحه شطرنجی دلم ...

میتوانم تمامش کنم با یک حرکت ...

حیف اما ...

شاه این بازی از چشمان سیاه تو فرمان می‌پذیرد ...

نه از انگشتان بی رمق من ...

نگاهم به دستانت دوخت شده ...

شاید نوازشت ...

گیسوان رویاهایم را ...

با عشق تو ببافد ...

هر لحظه ...

دلم برای لبخندت تنگ می شود ...

سربازنم بسوی آفتاب نگاهت پر می کشند ...

بوی تنت قلعه دلم را مات کرد ...

دیگر شاهی جز تو ندارم ...

 

دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴  توسط   |

 

نگاه کن ...

نگاه کن که غم درون دیده ام ...

چگونه قطره قطره آب می شود  ...

چگونه سایه سیاه سرکشم ...

اسیر دست آفتاب می شود ...

نگاه کن ...

تمام هستیم خراب می شود ...

شراره ای مرا به کام می کشد ...

مرا به اوج می برد ...

مرا به دام میکشد ...

نگاه کن ...

تمام آسمان من ...

پر از شهاب می شود ...

تو آمدی ز دورها و دورها ...

ز سرزمین عطر ها و نورها ...

نشانده ای مرا کنون به زورقی ...

ز عاجها ز ابرها بلورها ...

مرا ببر امید دلنواز من ...

ببر به شهر شعر ها و شورها ...

به راه پر ستاره ه می کشانی ام ...

فراتر از ستاره می نشانی ام ...

نگاه کن ...

من از ستاره سوختم ...

لبالب از ستارگان تب شدم ...

چو ماهیان سرخ رنگ ...

 

دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳  توسط   |

 

عاشقانه دوست دارم ...

من عاشق چشمت شدم ...

نه عقل بود و نه دلی ...

چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی ...

یک آن شد این عاشق شدن ...

 دنیا همان یک لحظه بود ...

آن دم که چشمانت مرا ...

از عمق  چشمانم ربود ...

وقتی که من عاشق شدم ...

من بودم و چشمان تو ...

چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی ...

من عاشق چشمت شدم، شاید کمی ...

لختی حریف لحظه های غربتت باشم ...

بگذار تا من هم شریك قسمتت باشم ...

من هم ستونی در كنار قامتت باشم  ...

از گوشه ای راهی نشان من بده ، بگذر ...

تا رخنه ای در قلعه بند فترتت باشم ...

 

سنگی شوم در بركه ی آرام اندوهت ...

وقت است تا پایان فصل عزلتت باشم ...

صورتگر چشمان غمگین تو خواهم بود ...

بگذار همچون آینه در خدمتت باشم ...

در خوابی و هنگام را از دست خواهی داد ...

معشوق من ...

عاشقانه دوست دارم ...

شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳  توسط   |

 

یک حس رویایی ...

دلم لک زده ...

برای یک عاشقانه ی آرام ...

که سرت روی پاهايم ...

بگذاری گله کنی ...

از همه این کابوسهایی ...

که چشم مرا را دور دیده اند ...

سرت را پنهان کنم ...

در گودی گلویم ...

و ريه ام را پر كنم از بوي بدنت ...

 

یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط   |

 

 



هر روز تکراریست....

صبح همان ماجرای ساده دیروز ....

گنجشکها بیخود شلوغش می کنند...

شاید امروز ، شاید فردا ، شاید روزهای و سال ها ...

یک روزی باید آخرین وصیت را نوشت ...

روزی وقت رفتن می شود ...

شاید هم الان باشد ...

tarsiem@gmail.com

 

 

لبخندت سهم من بود...
خوب میدونم...
تو یک آغوش ب من بدهکاری ...
من و نفس های تو ...
دلم می خواهد ...
حس خیالم ...
سایه شطرنج ...
نگاه کن ...
عاشقانه دوست دارم ...
یک حس رویایی ...

 

تیر ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
آرشيو

 

 

سپيده
عشق و دوستی

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By PayamBlog :.

 

VPN Service